المنسوب للإمام الصادق ( ع ) ( مترجم وشارح : مصطفوي )

386

مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي )

چنان كه حضرت امير المؤمنين ( ع ) فرموده است : راضى شدم به آنچه قسمت كرده است مرا خداوند و واگذاشتم امور خودم را به آفريننده‌ام . چنان كه احسان كرده است مرا در گذشته ، همچنين احسان مىكند در زمان آينده . و خداوند متعال در بارهء مؤمن آل فرعون كه حبيب نجار بود فرموده است : و تفويض مىكنم امور خود را به سوى پروردگار متعال و او بيناست بر بندگان ، پس نگهدارى كرد از مكر و حيله‌هاى سوء آنها ، و رسيد به آل فرعون و پيروان او عذاب سخت . [ ( شرح ) ] تفويض ، واگذار كردن امور خود است به پروردگار متعال ، و منظور از امور ، آن موضوعاتيست كه خارج از اختيار انسان بوده ، و براى او پيش آمد مىكند ، خواه حوادث آسمانى باشد يا زمينى . و اما تكاليف لازم و وظائف معين شده ، خواه الهى باشد ، يا اجتماعى ، يا مربوط به تأمين زندگى ، آنها خارج از مورد اين عنوان است . و حق تفويض هنگامى صورت مىگيرد كه انسان با چشم دل خداى جهان را عالم و محيط و قادر و مهربان بيند ، يعنى اين معرفت توحيدى مشاهدة براى او حاصل شود ، نه از راه تصور علمى و برهان و استدلال معمولى . پاى استدلاليان چوبين بود ، پاى چوبين سخت بىتمكين بود و چون سالك راه توحيد به اين مقام نائل شد ، قهرا در مقابل شهود عظمت و جلال و جمال حق تعالى و تبارك ، از خواسته‌هاى خود خالى شده ، و چنان خود را ضعيف و فقير و محتاج و عاجز و محدود و بىاختيار مىبيند كه جريان امور خود را از هر جهت دنيوى و اخروى به خداوند عزيز وامىگذارد . و كمال مرتبهء تفويض آنست كه انسان چنان غرق وحدت و فناى عظمت و محو نور حقيقت گردد كه از خود بىخبر و غافل شود ، و به جز او چيزى مشاهده نكند ، و هر چه دارد در راه جلوهء جمال و جلال از دست بدهد ، و چيزى براى خود نخواهد . شور شراب عشق تو آن نفسم رود ز سر ، كاين سر پرهوس شود خاك در سراى تو شاه نشين چشم من تكيه گه خيال تست ، جاى دعا است شاه من بىتو مباد جاى تو